زدن پیانو بابایی
عشقم
امروز صبح با متین دوستم رفتم بازار کلی خرید کردم این اولین باری بود که بعد از 9 ماهی که ازدواج کردم تنها میرفتم بازار خرید کنم اخه مسئولیت خرید گوشت مرغ میوه .... همه با بابایی بود زیاد وارد نبودم ولی باز خوب بود.عزیزم الان 3 روزه که مامانی جون (مامان بابایی) مشهد رفته. خوش بحالش. عزیزم گفتم که ما رو خیلی دعا کنه که صحیح و سالم دنیا بیایی. پسر کوچولوی من از وقتی که خیلی کوچولو بودی تو دل مامان بابایی برات پیانو می زد امروز هم من کنارش نشستم بابایی میزد بعد من به شکمم نگاه می کرد که ببینم شما تکون می خوری یا نه. همین بابایی پیانو میزد شما تکون نمی خوردی گوش می کردی جیگر مامان بابا.وقتی میومدم کنار شروع می کردی به ضربه زدن. قند عسل بابایی استاد پیانو هست وقتی به این دنیا اومدی با سازش اشنا میشی منم شاگرد گیتارش بودم دیگه که با هم اشنا شدیم حالا رسیدیم به اینجا ولی من عاشق پیانو زدنش هستم.


زدن پیانو بابایی
